تبليغاتX
روزی روزگاری


روزی روزگاری

مرور دغدغه های زندگی



ياد دارم در غروبي سرد سرد

 مي گذشت از کوچه ما دوره گرد ...

داد مي زد :کهنه قالي مي خرم

کوزه و ظرف سفالي مي خرم ...

گر نداري هرچه داري مي خرم ...

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهي کشيد بغضش شکست :

 اول ماه است و نان در خانه نيست

 اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟!!

بوي نان تازه هوشش برده بود

 اتفاقاً مادرم هم روزه بود

خواهرم بي روسري بيرون دويد

گفت آقا سفره خالي مي خريد‌؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 16:8 توسط م. ا. آ فتاب| |

نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند من هیچ نگفتم زیرا من کمونیست نبودم بعد برای گرفتن کارگرها و اعضای سندیکاها آمدند من هیچ نگفتم. زیرا من عضوشان نبودم! سپس برای گرفتن کاتولیک ها آمدند من باز هیچ نگفتم زیرا من پروتستان بودم سرانجام برای گرفتن من آمدند دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود

 bertolt brecht

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 16:1 توسط م. ا. آ فتاب| |

نسخه بدل «یار دبستانی» نسخه جدیدی از ترانه یار دبستانی با شعری مشابه در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است:

 یار خیابانی من با من وهم رأی منی

 در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی

 گم شده رأی من و تو تو انتخابات سیاه

 دشمن خاشاک و خسند بسیج و ناجا و سپاه

 زنجیر و چاقو می کنه صورتو زخمی و کبود

 چشم داره عادت میکنه به گاز اشک آور و دود

رأی من و تو نتونست زنجیر ها رو پاره کنه

 مشت گره کرده ما میهنو آزاد می کنه

 یار خیابانی من با من و هم‌رأی منی

 در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی

 رسانه‌ی ملی ما کذب تموم خبرهاش

 دروغ و نیرنگ و فریب حرف تموم مجری‌هاش

 صورت زشت دیکتاتور سانسور و وحشت و ترور

 دولت تزویر و فساد نیست توی ایران موندگار

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 15:51 توسط م. ا. آ فتاب| |

سهراب اعرابی نوجوان 19 ساله تو زندون اوین کشته شد. مادرش با عکسی از بچه اش هر روز دم در زندون از آزادمردان رها شده از اوین می پرسید که بچه اش رو دیدند یا نه! مثل اینکه اون احساس پاک مادریش هشدار همچین اتفاقی رو می داده چرا که گفته بود می ترسم بچه ام رو بکشند. این عکس تولد 19 سالگیشه. ضحاک پیر سرزمین ما مغز این جوون رو هم خورد.


از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایه گل، بلبل ازین غصه خزیده

گل نیز چون من در غمشان جامه دریده

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن

مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن

غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن

اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن

از دست عدو ناله من از سر درد است

اندیشه هر آن کس کند از مرگ نه مرد است

جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ!

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 15:29 توسط م. ا. آ فتاب| |

این روزا تو ذهنم اینا می گذره:

۱- محمود احمقتره یا ماهایی که مسخرش می کردیم و حالا دیگه ازش متنفریم؟

۲- کدومیک خونریزتر و مستبد تر بودند: خمینی یا خامنه ای؟

۳- کی می تونه ادعا کنه وضعمون از زمان پهلوی بهتره؟

۴- واقعا شاه چقدر آدم کشت؟ و این کشتار رو طی چند سال انجام داد یا به عبارت دیگه سرانه سالانه کشتار تو این رژیم بیشتره یا تو اون رژیم؟

۵- آیا بدبخت تر از مردم ما هم هست؟ ( هستنش که هست مثلا کنگو یا سودان. ولی فکر نکنم اونا سابقه صد سال مبارزه با استبداد رو داشته باشن!)

۶- من تو این مدت چه درد و مرضی گرفتم که از اون آدم شاد و شنگول و سرحال دیروز شدم یه آدم از زندگی سیر امروز؟

۷- آیا اصلا باید به زن گرفتن فکر کنم یا زحمت خارج کردن اسپرم های پر جنب و جوشم رو تا لحظه مرگ خودم به دوش بکشم؟ (بازار آزاد هم که قربونش برم نه به طبع من می سازه و نه اگرم بسازه ساز و کارش واسم فراهمه!)

۸- من بیشتر شبیه هاکلبریفینم یا اولیور توئیست یا جودی ابوت یا خسرو کتاب فارسی سوم دبیرستان؟

۹- چرا این طوری شدم؟ چرا حتی اراده نفس کشیدنم ندارم؟

۱۰- آیا این مذهب لعنتی از این کشور ریشه کن خواهد شد؟

۱۱- چرا مجلس هشتم اینقدر فاحشه مغزی داره؟

۱۲- ما چقدر بدبختیم که باید دست به دامن نخست وزیر دوره اعدام و ترور و سرکوب بشیم؟

۱۳- کروبی به اون چیزایی که می گه معتقده؟ می دونه حقوق بشر یعنی چی؟

۱۴- احمدی نژاد فاجعه مغزیه یا فاحشه مغزی؟

۱۵- من چرا آروم نمیگیرم؟

۱۶- اینجا زندگی کردن مشکل تره یا مردن؟

۱۷- اینی که الان ما داریم می کنیم یا به عبارت دیگه اون داره مار رو می کنه واقعا اسمش زندگیه؟

خیلی حرف دیگه داشتم ولی چه سود! واسه کی بگم؟ واسه دیوار یا واسه آدمایی که میان میگن "وب قشنگی داری به ما هم سر بزن"؟ حالم از خودم به هم می خوره، از اطرافیانم بیشتر!

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:41 توسط م. ا. آ فتاب| |


Design By : Night Skin